خرید بک لینک
مهم است که آدم بلد باشد از داشته هایش لذت ببرد و برای بدست آوردن نداشته هایی که میتواند بدست بیاورد تلاش کند... مهم است که بلد باشی هرازگاهی خودت را از بیرون نگاه کنی و بی آن که بخواهی خودت را قضاوت کنی، سرزنش کنی یا حتی کم و کاستی های زندگیت را ببینی، تنها از پنجره صلح و آرامش با زندگیت روبرو بشوی، خوبی ها، خوشبختی هایت را نگاه کنی و زیرلب خوشبخت بودنت را با خودت مدام زمزمه کنی... مهم است که به اتفاقات خوب زندگیت به چشم معجزه بنگری،به دنیای شیشه ای رویاهایت سنگی پرتاب نکنی و با تمام وجود خودت را به خاطر تمام آن رویاهایی که به آن ها رسیدی یا حتی نرسیدی، به

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 17:03

چه مشتاقانه خیالت را در سر می پروانم

آن لحظه که تو در خوابِ نازی و

من تنها ثانیه ها را بر کیلومترها تقسیم میکنم

تا که زمان کوتاه تر شود تا

خوشه دلتنگیِ به سان دانه های انگور

سربسته نماند و تلخی دوریت مستم نسازد

از اندوه...


برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 17:03

گاهی خودت را تجزیه کن، بنشین خودت را تحلیل کن تا بفهمی کجای زندگیت هستی... گاه کافیست درون خودت را کمی کندوکاو کنی تاببینی چقدر ترس، چقدر تشویش و استرس و چقدر آرامش و شادی درون زندگیت لانه کرده است. گاهی آدم یادش میرود و تشویش ذره ذره درون زندگیش رخنه میکند، جوری که یادش میرود خوشبختی را، آرامش را..

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 17:03

آدم ها نمیدانند عادت چه برسر روابطشان می آورد، وگرنه نمیگذاشتند هیچ چیز و هیچکس در زندگیشان رنگ عادت به خودش بگیرد... آدم ها نمیدانند چقدر دور شدنشان نسبت به هم سریع اتفاق می افتد و الا برای نزدیک ماندن به هم حاضر میشدند بی هیچ تکراری، هیجانشان را ابراز کنند، جلوی عادت را بگیرند و گلدون رابطه ای که ریشه هایش در گل محکم شده را تازه نگهش دارند... آدم ها گاهی هیچ چیز از عادت نمیدانند، فراموش میکنند و خیلی راحت آدم های خوب زندگیشان را از دست میدهند..،

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 17:03

نیستی و خیالم را هرکجا

پرتش میکنم، درست کنار

آغوشت جا میگیرد،

دستانت را باز کن، بگذار

چشمانت که باز میشود

مرا کنار خیالت پیدا کرده باشی

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 17:03

من ماهی ام اما به سرم شور نهنگ است این برکه ی بی حوصله اندازه ی من نیست شهری که منم، رو به تو آغوش گشوده است هر رهگذری در خور دروازه ی من نیست دیوانه شوم یا نشوم، عشق می آید پیدا شدن ماه به خمیازه ی من نیست #علیرضا_بدیع

برچسب: من ماهیم اما به سرم شور نهنگ است,من ماهی ام اما به سرم شور نهنگ است, نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 17:03

اینجا دلی تنگ است آنجا را نمیدانم! اینجا هوا ابریست آنجا را نمیدانم! اینجا شده پاییز آنجا را نمیدانم! اینجا همه رنج است آنجا را نمیدانم! اینجا همه عشق است آنجا را نمیدانم! اینجا کسی شده عاشق آنجا را نمیدانم! اینجا بغض شده همدم آنجا را نمیدانم! اینجا کسی سر به دیوار آنجا را نمیدانم! اینجا شاید کمی ترس آنجا را نمیدانم! اینجا همه چیز خیال است آنجا را نمیدانم! اینجا شدم خسته آنجا را نیدانم! اینجا فکر،فکر توست آنجا را نمیدانم! اینجا دلی تنگ است آنجا را نمیدانم! اینجا فقط تو تو تو آنجا.....نمیدانم.............. شاعر: ناشناس

برچسب: اینجا دلی تنگ است,اينجا دلي تنگ است,اینجا دلم تنگ است,دلم اينجا تنگ است,اينجا بس دلم تنگ است,من اينجا دلم تنگ است,اینجا دلی تنگ است آنجا را, نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 17:03

خرمالو را دیده ای؟ اگر نارس باشد، اگر به وقتش چیده نشده باشد طعمش گس است... بعضی آدم ها محبتشان طعم خرمالوی نارس میدهد، همانقدر بدون طعم، همانقدر گس و نارس... انگار نمیتوانی باور کنی همچین محبتی وجود داشته باشد... گاهی یکی یکهو محبتش طعم گس میگیرد و گاهی یکی از همان ابتدا... درست مثل همان خرمالویی که سال قبل خوش طعم ترین بود و امسال که نارسش را میخوری طعمش متفاوت میشود، محبت هم همینطور خراب میشود... باید مراقب محبت هایت باشی تا طعم خرمالوی نارس نگیرند تا یکهو چشم باز کنی و ببینی آدم های اطرافت دیگر تاب و توان پذیرفتنت را هم حتی ندارند...

برچسب: خرمالوی نارس,خرمالوي نارس,خرمالو نارس,رسیدن خرمالوی نارس,رسیده شدن خرمالوی نارس,طرز نگهداری خرمالوی نارس,خواص خرمالوی نارس,با خرمالوی نارس چه کنیم,طریقه رسیدن خرمالوی نارس, نویسنده: سام شاکری تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 16:32

دخترها همان موجوداتی هستند که در لحظه میتوانند هزار نقش را به عهده بگیرند بی آن که متوجهش باشند خودشان و این مساله هیچ ارتباطی به سن و سال ندارد که تنها به طرف مقابلشان برمیگردد... میتوانند مقابل پدرشان یک دختر کوچولو با هزار نازو ادا باشند، مقابل شوهرشان یک زن تمام عیار و دانا و عاقل و در مقابل دیگران یک خانم با تمام احساسات مردانه و زنانه خودش... گاهی میتوانند لوس باشند، گاهی غر میزنند و گاهی هم مثال یک کوه استوار می ایستند و با تمام احساسات و طبع لطیفشان از حقشان دفاع میکنند... دخترها گاهی در نقش یک مادر آنقدر از خودگذشتگی میکنند که خودشان را فراموش

برچسب: دخترهاي تهران,دخترهاي گرجستان,دخترهاي خراب تهران,دخترهاي خوشگل ايراني,دخترهاي ايراني,دخترهاي تهراني,دخترهاي بي حجاب تهران,دخترهاي خوش اندام ایرانی,دخترهاي ايراني در دبي,دخترهاي روسي, نویسنده: سام شاکری تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 16:31

فرق است بین کسی که پذیرفته تو را با کسی که دارد سعی میکند تورا بپذیرد و گاهی دلش میخواهد مطابق میلش تورا تغییر بدهد و اما نتواند... فرق است بین تمام آن آدم هایی که شرایط حالشان را میپذیرند و آن وقت دنبال چاره میگردند که چطور با پذیرش آن کم نیاورند، هوشیار و صبور جلو بروند با کسانی که کاسه چه کنم، چه کنم دستشان گرفته اند و نه میتوانند بپذیرند و نه نپذیرفتن شرایط برایشان خوشایند است... فرق است بین انسان هایی که میدانند رنج جزیی از زندگیست و تحمل و پذیرفتنش دردش را کمتر میکند تا کسی که از رنج تنها بتی در ذهنش ساخته که آن را پایانی نیست که نیست...

برچسب: فرق بین ادم ها, نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 16:10

واقعیت آن است که شادی را یادمان ندادهاند، از بچگی توی گوشمان کردند که درس بخوان، از بقیه جلوتر بزنی، موفق بشوی ، "موفق بشوی". همان لغتی که معیار هرکسی میتواند برایش متفاوت باشد، برای هرکسی یک مفهوم و معنی داشته باشد. اما "شادی" طفل گمشدهای شد که در همان بچگیها از خیلیها دریغش کردند...اما روزی به دخترم خواهم گفت که شاد باش تا بتوانی انسان موفقی باشی، بخند تا بتوانی بر تمام مشکلاتت غلبه کنی، به او یاد میدهم که برای زندگیش نقشه بکشد، تلاشش را بکند، اما همه چیزش را بر سر همان نقشهای که کشیده قمار نکند، به او یاد میدهم که زندگی همیشه طبق برنامه پ

برچسب: نامه ای برای تو,نامه ای برای فردا,نامه ای برای خدا,نامه ای برای معلم,نامه ای برای مادر,نامه ای برای دوست,نامه ای برای عشقم,نامه ای برای پدر,نامه ای برای روز معلم,نامه ای برای معلم عزیزم, نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 16:10

آدم ها هرکدام ظرفیتی دارند در تحمل درد، رنج و کم و زیادی های زندگی... این میان خیلی ها گمان میکنند که هرکسی ظاهر زندگیش شاد باشد خوشبخت ترین عالم است و رنج و دردها هیچ عذابش نمیدهد... اما واقعیت آن است که تحمل آدم ها متفاوت است، درست مثل ظرف آبی که تا حدی شکر درونش حل میشود و مابقی به اشباعش میرساند و هیچ اثری ندارد، گاه شیرینی های زندگی نیز یک جا به سکون میرسد، به همان اشباع و آن جا همان نقطه ایست که رنج آغاز میشود... گاهی لازم نیست به آدم ها مدام خوشبختیشان را گوشزد کنیم، قضاوتشان کنیم، همین که درکشان کنیم و کمی همدلی کنیم کافیست... شاید حدانتظارشان از شی

برچسب: داستان آدم های موفق,داستان آدم های آبرودار,داستان های آدم ربایی,داستان های آدم برفی,داستان آدمکش ها,داستان های آدم فضایی,داستان های ادم وحوا,داستان های ادم کشی,داستان های آدم,داستان آدم فضایی ها, نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 16:09

همه ما آدم ها کسی را در زندگی میخواهیم که مارا نقد کند، از خوبی هایمان بگوید و بدی ها و ضعف هایمان را با دقت و وسواس هرچه تمام تر بررسی کند و کمک کند که روزبه روز بهتر از دیروز باشیم... همه ما آدم هایی را میخواهیم که وقتی از ما تعریف میکنند بدانیم تملق نمیکنند، بدانیم عین حقیقت را میگویند و آن وقت از فرط ذوق زدگی دلمان بخواهد بغلشان کنیم و بابت همه چیز از آن ها تشکر کنیم... همه ما آدم هایی میخواهیم که با تمام خوبی و بدی هامان صادقانه دوستمان داشته باشند...

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 16:09

مثل لیوان شکسته بلوری که هرچه تلاش بیشتری کنی تا تکه هایش را جمع کنی تا به هم بچسبانی و کمتر نتیجه بگیری، گاه شکستن آدم ها همین گونه است... هرچه سعی کنی درستش کنی دست آخر حتی اگر تکه ها را به هم بچسبانی قطرات آب ذره ذره به بیرون میریزند، دست آخر با یک فشار جزیی تورا هم میشکند و دستانت را با تکه های برنده اش خونین و مالین میکند... باید مراقب دل آدم ها باشی، آنقدر که شیشه اش بپنداری، که اگر شکستی اش بدانی تکه های برنده اش آنقدر توان دارند که زخمی ات کنند... باید مراقب بود تا یک روز اگر خواستی دل کسی را باز بدست آوری لااقل فقط کمی دلتنگت شده باشد و آنقدر حالش بد

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 16:09

گاهی آدم از دست دیگری عصبانی است، گاهی از دست عالم و هرچه روی زمین است شاکی است و اما بدتر از آن وقتیست که از خودت عصبانی باشی، ناراضی و دلگیر باشی برای تمام آن وقت هایی که ناخواسته رفتارهایی کردی که دیگری را رنجاندی، برای تمام کلافگی هایی که نتوانستی دلیلی برایش پیدا کنی، برای تمام وقت هایی که باید کاری را انجام میدادی و انجام ندادی... گاهی آدم دچار دلگیری های گذرایی میشود که خودش هم درست درکی از آن ندارد که چطور و چگونه اتفاق می افتد اما میداند که هست... اصلا انگار گاهی کلافگی عضو لاینفک زندگی محسوب بشود...

برچسب: نویسنده: سام شاکری تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 16:09

صفحه بندی